خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

319

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

فصل هشتم : وجه احتياج قياس‌هاى اقترانى و استثنايى به يكديگر قياس‌هاى استثنايى يا لزومى است يا عنادى . قياس عنادى نيز به لزومى بازمىگردد . در قياس لزومى دو موضع حكم وجود دارد : موضع لزوم و موضع استثنا . هرگاه هردو معلوم باشند ، قياس به ترتيب مذكور ، مشتمل بر تكرار است . و حتى همين مقدار نيز كافى است كه بگوييم : « هرگاه آفتاب طالع است ، پس روز موجود است . » و اگر معلوم نباشند ، هم به قياس استثنايى و هم به قياس اقترانى مىتوانيم وضع مستثنى را كه قضيه‌اى حملى است ، اثبات كنيم . زيرا قضيهء حملى مىتواند از هردو راه اثبات شود . اما اثبات لزوم فقط از راه قياس اقترانى امكان‌پذير است ، زيرا قياس استثنايى نمىتواند نتيجهء شرطى داشته باشد ، پس به اين اعتبار ، قياس استثنايى نيازمند قياس اقترانى است . در قياس اقترانى نيز بايد معلوم باشد كه وضع مقدمات به ضرورت ، مستلزم وضع نتيجه است تا فايدهء آن از بالقوه بودن تبديل به بالفعل شود . ازاين‌رو قياس اقترانى نيز نيازمند قياس استثنايى است . اما ميان اين‌دو گونه نياز تفاوت وجود دارد . زيرا احتياج استثنايى به اقترانى ، احتياج به مبدأ است و به طبع مقتضى تقدم قياس اقترانى است . اما احتياج اقترانى به استثنايى احتياج به معاون است و براى اتمام فايده مقتضى مقارن شدن استثنايى با اقترانى است . رد اين‌دو گونه قياس به يكديگر با تكلف است و هيچ فايده‌اى دربر ندارد . بنابراين آن‌چه عادت بعضى است كه اين‌دو را به يكديگر رد مىكنند ، تعسف و زحمت بيهوده است . در اين‌جا سخن در باب قياس به پايان مىرسد . و بالله التوفيق .